يه عده گير دادن برو بيني تو عمل كن
يه عده هم گير دادن ني ني دوم بيار
در مورد اول كه شوشو كاملا مخالفه و خودمم خيلي ترسو. ضمنا بيني من گوشتيه و مي ترسم درد بكشم و خوب نشه. الانم يكي از همكارامو ديدم كه بينيشو عمل كرده قبلش به نظرم نميومد مشكلي داشته باشه ولي الان واقعا قشنگتر شده. حالا شما مي گين چي كار كنم؟
در مورد دومم واقعا تواناييشو ندارم. چه از نظر روحي و چه از نظر جسمي. ديروز يه ساعتي با يه نفر بحث كردم تا متقاعدش كردم كه فعلا نمي تونم اين كارو بكنم.
يكي از دوستان از صبح چندين بار زنگ زده سركارنتونستم باهاش صحبت كنم بالاخره ديدم انقدر اصرار داره بهش زنگ زدم ببينم چي كار داره، مي بينم شماره تلفن دكتر زنان ازم مي خواد![]()
در اين راستا كادوي من به شوشو در روز مرد شد كارت مليش كه همه كاراشو خودم واسش كردم.![]()
خوب جا گرفتم كلاردشت، آخر هفته مي برمش، بسه ديگه.
شوشو حواله ماشين خريده خيلي جالبه حواله تحويل خرداده ولي حالا مي گن مرداد دعوتنامه اش تازه مياد. اصلا به ما خريد حواله نيومده.
البته اينم بگم ماشيني كه الان داريمو وقتي حوالش و از همكارم خريديم هيچ كدوممون تصديق نداشتيم. اونوقت ۱۵ روز زودتر دادن. خلاصه شوشو چند ماهي بدون تصديق مي شست پشت ماشين.
دو سال بعد حواله ۲۰۶تيپ ۵ گرفتيم، ندادن آخرشم گفتن بياين تيپ۲ بگيرين كه ما فروختيمش خونه رو عوض كرديم.
الانم بعيد مي دونم اين حواله ماشين بشه
۲-خداييش اين انصافه كه مادري كه يكسال براي بچه هاش پرپر زده روز مادر چشماش به در خشك شه فقط به اميد يه ديدار ساده و مادري كه يه نگاه محبت آميز به بچه هاش ننداخته و.........بازم بچه هاش به يادش باشن و..............(اينو واسه خودم نوشتم كه خاطره اون روز يادم بمونه لطفا كنكاش نكنيد)
۳- سه هدف واسه خودم تعريف كردم يكيش گشتن واسه تغيير كار(البته امكان يافتن كار مناسب بعيده) دوميش كاركردن با انگيزه اينجا و سوميش شروع دوباره يادگيري زبان
۴-اين متنو كه خوندم كلي كيفور شدم
مجبورم چون صفحم خراب شده حذفش كنم