سلام به دوستاي خوبم.
اميدوارم همتون خوب و خوش باشين. اين چند روزه وقت نشد بيام از مسافرتمون بگم.
مقصد سفر ما شهر ك و ش آ دي س ي تركيه بود البته يك شب هم ما رو به شهر ب د روم و يك روز هم براي خريد به شهر ا ز م ي ر مي بردن كه هيچ كدومشو نرفتيم. اوليشو به خاطر دخترم. چون اونجا شهر شب زنده دارانه و پر ديسكو ساعت 6 بعد از ظهر مي بردنمون و پنج صبح مي رسيديم هتل كه ترجيح داديم نريم.
پنج شنبه ساعت يك بعد از ظهر پرواز داشتيم كه با دو ساعت تاخير انجام شد .
مقصد فرودگاه شهر ا ز م ي ربود كه يك ساعت تا ك و ش آ د ي س ي فاصله داره. دو ساعت و چهل و پنج دقيقه پرواز و بعد هم يكساعت با اتوبوس ما رو به هتل بردن كه حدوداي ساعت هشت به هتل رسيديم.
وقتي به شهر ك و ش آ د ي سي رسيديم من بغضم گرفته بود. اصلا قابل مقايسه با طبيعت زيباي شمال نبود. همه چي اونجا ساختگي به نظر مي رسيد. البته خيلي قشنگ بود ولي از نظر امكانات بالقوه اصلا به پاي شمال ما نمي رسيد.
به هتل كه رسيديم شام خورديم و رفتيم براي گرفتن اتاق. هتل يه ساختمان اصلي داشت د و تا جانبي كه تو يكي از اون جانبي هاش به ما اتاق داده بودن كه آسانسور نداشت. رسيپشن به شوشو قول داد فردا ظهرش اتاقمونو عوض كنه. وقتي از پله ها بالا مي رفتيم كلي تو ذوقمون خورد ولي وارد اتاق كه شديم بدمون نيومد. دو تا اتاق بود كه به هم در داشت. داخل اولي يه تخت يكنفره و يك مبل تختخواب شو دونفره بود و داخل دومي يه تخت دو نفره و يخچال و ميز آرايش.
در اصل ما براي دخترمون بدون تخت تورو گرفته بوديم ولي بهش تخت داده بودن كه بر خلاف فكري كه مي كرديم كلي ذوق كرد و هر شب شب بخير مي گفت مي رفت تو اتاقش مي خوابيد.
بعد از تحويل گرفتن اتاق رفتيم كنار استخر كه برنامه داشتن. ديگه ارغوان از روي سن پايين نميومد برنامه هم تموم شده بود اون بالا مي رقصيد. بعدشم كه هر شب ديسكو هتل برنامه بود كه ما رفتيم نيم ساعت نشستيم
و برگشتيم به اتاقمون براي خواب.
البته همون شب به ما گفتن كه براي تورهايي كه مي خواين ثبت نام كنين كه ما هم چهار تا تور پارك آبي، كشتي ايراني، خانه حضرت مريم و شهر افس و شب ترك ثبت نام كرديم كه چون دخملي 3 سالش بود براش مجاني بود و براي من و شوشو 300دلار شد كه بعدا فهميديم خيلي گرون بهمون دادن و فكر كنم با 150 تا مي شد همشو رفت. چون يه كم بالاتر از هتل جايي بود كه همين تورها رو ارزونتر ثبت نام مي كرد.
خلاصه جمعه صبح ما رو به يك مركز چرم بردن كه خيلي گرون بود ولي حدود 50 درصد يا بيشتر تخفيف مي داد. عصرش هم كه به برنامه هاي هتل گذشت.
شنبه صبح هم تا بعد از ظهر هتل بوديم و شب برنامه شب ترك بود كه توش انواع رقصها مثل عربي و تركي و رقص سماء اجرا شد و آخرشم آهنگ ايراني گذاشتن و هموطنا دلي از عزا درآوردن.
يكشنبه صبح هم رفتيم خانه حضرت مريم و شهر افس رو ديديم. هر روزه كشتيهاي زيادي به شهر ك و ش آ دي س ي ميان براي زيارت خانه حضرت مريم. اونا معتقدن كه بعد از به صليب كشيده شدن حضرت مسيح، مادرش تو اون خانه زندگي مي كرده. بعدا فهميديم غار اصحاب كهف هم همون اطراف بوده كه ما رو نبردن.
بعد از اون به هتل برگشتيم و بعد از ناهار رفتيم استخر و بعدش حموم تركي. ديگه كلي خوش گذرونديم و ساعت 6 رفتيم توي اتاق براي استراحت تا شام. ديگه خوابمون برد و ساعت 9:30 بيدار شديم ديديم از شام جا مونديم.
رفتيم دخملي رو بيدار كنيم كه ديديم داره تو تب مي سوزه. ديگه دو شب پشت سر هم تب و لرز داشت و بعدشم گلاب به روتون اسهال و استفراغ. تب بچه ام تازه ديروز خوب شده و مورد بعديش هنوز ادامه داره. البته رو به بهبوده.
شانس اورديم كه تو تورمون دكتر داشتيم. هزينه يه دكتر معمولي اونجا 60 يورو فكر كنم 90 هزار تومن مي شد و مي گفتن خيلي هم دكتراشون خوب نيستن. ما هم دوا برده بوديم ديگه بقيه مسافرت به مريض داري گذشت. دوشنبه تور پارك آبي بود كه انداختيم به چهارشنبه كه ديگه ازميرم نتونستيم بريم. سه شنبه هم كه كشتي بود كه شبيه قايق بود ولي بزن برقصش خوب بود. البته ما اونجا هم بيشتر مريض داري مي كرديم.
پنجشنبه هم كه برگشتيم.
اينم از ماجراي سفر ما
به خاطر دخترمون كمي نگرانم. يه هفته بايد مادري كنم
فرسنگها دور از مادر هميشگيش.(مامان خودم)
ديروز داشتم براش لاك مي زدم كلي ذوق كرد و هي مي گفت واي من چه مامان خوبي دارم. مرسي مامان.
وقتي ازم تشكر مي كنه خيلي ناراحت مي شم آخه من كه كاري براش نمي كنم. فكر كنم دهمين بار بود تو اين سه سال و سه ماه براش خودم لاك مي زدم.
فعلا
تا بيام از مسافرتمون بگم![]()